شعر چای

Ξ دوشنبه ۳ دی, ۱۳۸۶ | → | ∇ بدون دسته بندي |

 

 

و چاي . . . دغدغة عاشقانة خوبي است
براي با تو نشستن بهانة خوبي است
حياط آب زده ، تخت چوبي و من و تو . . .
چقدر بوسه !!! چه عصري ؟!!! چه خانة خوبي است . . .
قبول كن به خدا خانة شما سارا !!!
براي فاخته ها آشيانة خوبي است . . .
غروب اول آبان قشگ خواهد بود
نسيم و نم نم باران . . . ترانة خوبي است
بيا به كوچه كه فرديس شاعري بكند !!!
كه چشم تو غزل عاميانة خوبي است . . .
: كرج !!! / : سوار شو . . . /: آقا صداي ضبط اگر ؟!!!
نه خير كم نكن آقا !!! ترانة خوبي است . . .
صداي شعله ور گل نراقي و باران
فضاي ملتهب و شاعرانة خوبي است . . .
موافق نظر ماست هر چه هست عزيز
قبول كن كه زمانه ؛ زمانة خوبي است !!!
به خانه باز رسيديم و چاي مي خواهيم . . .
براي با تو نشستن ( بوسه گرفتن ) بهانة خوبي است

 

ابوالحسن صادقي
كرج

 

One Response to ' شعر چای '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' شعر چای '.

  1. mahdad said,

    on دی ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۷:۳۵ ق.ظ

    haji kheyly bahali

نظر خود را اینجا وارد کنید:


About