حل يك معادله. . .

Ξ چهارشنبه ۱۴ آذر, ۱۳۸۶ | → ۲ نظر | ∇ بدون دسته بندي |

يه كمي تمرين فكري . . .
هميشه يك معادله قراره از اول به آخر حل بشه؟
هميشه آدمهابه خاطر اينكه نمي دونستن كه دارند چه كار مي كنند بايد مواخذه بشن؟
ميشه گاهي اوقات يك معادله رو از آخر به اول حل كرد !!!
ميشه نشست و با ديد واقعي همة داشته ها رو ريخت روي ميزو تكه پاره كرد و دوباره سر هم كرد و ديد كه حالا چي ؟!!!
. . .
بايد نشست و از حالا دوباره برنامة سالهاي بقي ماندة عمر كه البته چندان هم زياد نيستند رو دوباره نوشت و محكم براشون ايستاد  . . .

مي خواي چيكار كني ؟!!!

يا علي مددي . . .

 

شعر چاي

Ξ یکشنبه ۱۱ آذر, ۱۳۸۶ | → بدون نظر | ∇ شعر, متون ( شعر و قصه ) |

و چاي . . . دغدغة عاشقانة خوبي است
براي با تو نشستن بهانة خوبي است
حياط آب زده ، تخت چوبي و من و تو . . .
چقدر بوسه !!! چه عصري ؟!!! چه خانة خوبي است . . .
قبول كن به خدا خانة شما سارا !!!
براي فاخته ها آشيانة خوبي است . . .
غروب اول آبان قشگ خواهد بود
نسيم و نم نم باران . . . ترانة خوبي است
بيا به كوچه كه فرديس شاعري بكند !!!
كه چشم تو غزل عاميانة خوبي است . . .
: كرج !!! / : سوار شو . . . /: آقا صداي ضبط اگر ؟!!!
نه خير كم نكن آقا !!! ترانة خوبي است . . .
صداي شعله ور گل نراقي و باران
فضاي ملتهب و شاعرانة خوبي است . . .
موافق نظر ماست هر چه هست عزيز
قبول كن كه زمانه ؛ زمانة خوبي است !!!
به خانه باز رسيديم و چاي مي خواهيم . . .
براي با تو نشستن ( بوسه گرفتن ) بهانة خوبي است

برای شنیدن اینجا کلیک کنید.

 

ابوالحسن صادقي
كرج

 

كنون كه مست و خرابم . . .

Ξ یکشنبه ۱۱ آذر, ۱۳۸۶ | → یک نظر | ∇ بارش افکار |

سلامي
آقا اصلا هيچ لزومي نمي بينم كه مثلا اين وب نوشت ها روز به روز و مرتب نوشته بشه و قرار باشه كه حتما بنويسي كه كجا هايي و چه خبرا . . .
يعني حقيقتش من اينجوريم . . . ، واسه همينم يه جورائي حالم بد ميشه از اينكه مي بينم نمي تونم مرتب به روز بشم

 

حالا به هر حال واسة آدماي رهگذر كه اتفاقآ بد حالن و دلشون مي خواد وب گردي كنن ( مث خودم ) شايد بد نباشه . . .

حالا كه يه جورائي گرفتار غربت شدم ، اعتراف ميكنم كه دوستون دارم

يا علي مددي . . .

 

About