نشستن!!!
Ξ چهارشنبه ۲۹ خرداد, ۱۳۸۷ | → یک نظر | ∇ بارش افکار |
سلامی . . .
نمیدونم چه مدتیه که حال و احوال شماها برام عجیب بی اهمیت شده و یا البته بزار اینجوری بنویسم : حال و احوال خودم برام بی اهمیت شده !!!
اینا همش از بابت اینه که آدم یه وقتایی فکر میکنه از عالم و آدم رکب خورده و یا حرفایی از این دست !!!
اما واقعیت اینه که ما از خودمون همیشه . . . می خوریم نه از کس دیگه !!!
حالا یواش یواش داره بهم یاد میده که بیا بشین میخوام یه چیزای جدیدی یادت بدم . . .
چشم !!! به درو دیوار نمی زنم ، می خوام دوباره بشینم یه لیوان چای داغ بخورم و یه گپی در محضر استاد بزنم . . .
این وب دوباره نوشته خواهد شد . . .
یا علی مددی . . .
حالا یواش یواش دوباره روزگار داره بهم میفهمونه که بیا یه کمی بشین !!! می خوام یه چیزایی یادت بدم