بلا روزگاریه . . .

Ξ شنبه ۲۶ مرداد, ۱۳۸۷ | → ۱۰ نظر | ∇ مفردات, متون ( شعر و قصه ), بارش افکار |

داشتم درد دل یکی از عزیزانم رو می خوندم دیدم حیفه که این همه زیبائی رو شماها نخونین . . .

سلامی . . .

حواست هست وقتی با کسی حرف می زنی و هواپیما از بالای سرت رد می شود ، چه حالی می شوی؟
چند لحظه انگار همه چیز می ایستد.حتی اگر کسی هم دور و برت نباشد، باز هم مکث می کنی…حرکت نمی کنی… چشم هایت را هم حتی شاید ببندی تا تمام شدنش.تا برگشتن به زندگی. تا رفتن صدایی که اجازه نمی دهد حتی فکر کنی. نفس هم شاید یادت برود بکشی
عاشق شدن برای من این شکلی است
نفس هم یادم می ره!!!
یا علی مددی . . .

 

شعری بخونیم . . .

Ξ شنبه ۱۲ مرداد, ۱۳۸۷ | → ۵ نظر | ∇ شعر, متون ( شعر و قصه ) |

. . .

نه اینکه قافیه کم بود !! نه !

در فصل تابستان . . .

غزل هم مثل دامن هر قدر کوتاه تر بهتر . . .

این شعر سروده یک انسان ارزشمند است که من نام او را به خاطر ندارم . . .

این شعر سروده من نیست !!!

فقط زیبا بود ! اینترنت بازان محترم برید بقیه شو از تو وبلاگ خودش بخونین . . .

دمتون گرم . . .

یا علی مددی . . .

 

مستند سازی

Ξ شنبه ۱۲ مرداد, ۱۳۸۷ | → بدون نظر | ∇ بارش افکار |

سلامی
این روز ها به نوعی در گنار یک گروه حرفه ای برای تولید یک مجموعه مستند گزارشی ، آموزشی در باره کشاورزی و معماری ارگانیک مشغول به کار هستم . از تمام کسانی که این مطلب رو می خونند خواهشم میکنم اگه مطلب خاصی در این مورد دارند به من ارائه کنند ، با حفظ امانت استفاده خواهم کرد .
یا علی مددی . . .

 

About